داستان ,خویش ,حماسه ,قشقایی ,شاهنامه ,هایی ,ترکی قشقایی ,شاهنامه خوانی ,داستان هایی ,مردم خویش ,شاهد دلاوری

حماسه گونه ای از ادبیات است که در آن شاهد دلاوری ها،رشادت ها و مبارزه های یک قوم ویا یک ملت هستیم.

ملل ترک از دیرباز شاهد دلاوری ها،کوچ ها و مبارزات در راه مردم خویش بوده اند من جمله حماسه های کهنی که در کتبی از قبیل دیوان لغات،شجره تراکمه،تاریخ جوینی و....شاهد آن هستیم.

و اما حماسه در ایل قشقایی:در ادبیات ایل شاهد حماسه هایی هستیم که بیشترشان راجع به رشادت های مردانی است که دست از زندگی یکنواخت کشیده اند و نسبت به مردم خویش احساس مسئولیت می کنند.

در این سری از داستان ها شاهد داستان هایی مانند کوراوغلو(در هفت دستان)،صیدی خان،مبارزات دشتی گله زن و نیز مرثیه ها و مدحیه هایی از شاعران ایل هستیم.

در ایل قشقایی داستان "کوراوغلو"،که  دارای هفت بند و یا دستان است،از منظومه هایی است که توسط عاشیق های ایل روایت شده است.(طبق مصاحبه دکتر فرهاد گرگین پور متاسفانه از این هفت دستان تنها چهار بند نقل و ضبط شده است.)در این منظومه "روشن کوراوغلو"با کمک پسر خوانده اش"عیوض قصاب اوغلو"و نیز یاری عیارانی موسوم به دلی لر با دشمنانی همچون "بولود بگ" و "خونکار پادشا" می جنگند.

کوراوغلوی روایت شده در ایل قشقایی بسیار نزدیک به روایت شاهسونهای بغدادی است.(حتما می دانید که کوراوغلو دارای واریانت های مختلفی است)

 

 

"صیدی خان" داستان پسر حاکم حلب است که در راه رسیدن به معشوقه ی خویش،"پریزاد" دختر حاکم آذربایجان،به همراه اسب افسانه ای خویش "سمندقوش"با دشمنان خویش می جنگد تا به وصال یار خویش برسد.

و اما دشتی،دشتی یاغی ای بود که در زمان حکومت منحوسه ی پالانی بر علیه حکام جور قیام کرد و سرانجام با تزویر صاحبان زر و زور جان خویش را از دست داد و مردم ایل برای زنده نگاه داشتن یادش شعر سرودند و ساربانان این داستان را که نشانگر وضعیت بد جامعه بود را به همراه نی و با دیدگانی اغلب اشکبار  روایت کردند.

مرتضی قلیخان و سهراب خان و داراب خان از خوانین رشید ودلاور ایل که محبوب قلوب اهالی ایل بوده اند.با شهادت این خوانین شعرای ایل در رثا و مدح ایشان اشعاری سرودند.از جمله:

دارابخان،سهرابام،الله ساخلاسین

گئدین دئیین باجیم قره باغلاسین

مسکین حسینه ده دئیین آغلاسین

اودا ساییلیردی قولومدان منیم

شاهنامه خوانی نیز در ایل دارای جایگاه والایی بود ولکن معمولا داستان هایی از شاهنامه خوانده می شدند که راجع به رزم رستم با گردآفرین،اسفندیار،افراسیاب و سهراب بوده اند.

بعضی از ابیات نیز به زبان ترکی قشقایی ترجمه می شدند.

شاهنامه خوانی در ایل ریشه دار نبوده و با فوت اشخاصی از قبیل خورشیدی،کیانی و اسکندری می توان گفت از بین رفته است.از طرفی روحیات اتراک با داستان های نژادگرایانه شاهنامه همخوانی ندارد.

اشعاری از شاهنامه ترکی:

خبر گئتدی افراسیابه مگر

کی سهراب اولوب دور عجب نامور

هنوز کورگیت قوخوسی دماغوندا دور

او کاووس جنگینده سراغوندا دور

و....

منبع اصلی مطلب : گینش
برچسب ها : داستان ,خویش ,حماسه ,قشقایی ,شاهنامه ,هایی ,ترکی قشقایی ,شاهنامه خوانی ,داستان هایی ,مردم خویش ,شاهد دلاوری
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : حماسه در ادبیات ترکی قشقایی