اشعار ,چهارمحال ,ارمنی ,ترکی ,ماذون ,داستان ,بلوردی قئزی ,گئدن آتلی ,یادگار مانده ,ارمنی کوچی ,اشعار ترکی

ادبیات ترکی رایج در منطقه را می توان مردمی ترین جریان ادبی  منطقه نامید،اشعار ترکی بیشتر در قالب های تغزل و قئز بیتی(=معادل آسانک قشقایی و بیاتی آذربایجان)به دور از تکلف های آرایه ای وادبی، یار چوپانان و برزگران در هنگام کار،انیس بانوان در خانه،انعکاس شادی در عروسی ها و آتش زننده دلها هنگام عزاست.

در اینجا ضمن پرداختن به موضوعات و منظومه ها به تناوب یک یا چند بند از اشعار را برایتان نقل خواهم نمود:

منظومه اصلی و کرم:داستان حول خان زاده ای مسلمان و ترک به نام کرم پسر زیادخان و دختری ارمنی فرزند قارا کشیش،در جریان این عشق خانواده اصلی به آناتولی کوچیده و کرم همراه با له له اش به دنبال آن ها می رود و سرانجام بر اثر طلسم مادر اصلی(همن قرّی)آتش گرفته و در ادامه اصلی نیز به دلیل عشق آتشینش او نیز شعله می کشد و می سوزد،از خاکستر کرم درخت انار و از خاکستر اصلی گل رز می روید.

هئچ کسیم یوخ دور گله یانوما

همن قرّی بیر اوت سالدی جانوما

...............................

اویان اویان یار دولانام سرینگه

سرینگه سرینگه یار دولانام سرینگه

کور اوغلو:کوراوغلو بغض فروخورده ی ملتی است که با بالا گرفتن جور جوانب غلیان کرده و در راه احقاق حقوق خویش راه مبارزه را انتخاب کرده است.

در چهارمحال در محال گندمان و کیار و میزدج این روایت از یاد رفته و تنها در محل لار در نواحی مجاور با فریدن و شهر بن هنوز این روایت نقل کننده دارد.در ادامه قسمتی از شعری که دروصف مصطفی بگ کیزیراوغلو را نقل می کنم:

مصطفی بگ امیر تکین

بورماقلاری دمیر تکین

یوغوراندا خمیر تکین

مرد اوغلی دور مصطفی بگ

قورد اوغلی دور مصطفی بگ

عاشق غریب و صنم:غریب بازرگان زاده ای بود که پس از حیف و میل کردن اموال به ارث رسیده از پدرش عاشیقی اختیار کرده و ضمن مهاجرت به تفلیس وارد کاخ سلطان شده و در آنجا شاهزاده صنم عاشق وی می گردد،او سپس به مدت هفت سال برای کسب مال به دستور امام علی (ع) به حلب میرود در هنگام غیبت او رقیب غریب،شاه ولد ضمن پراکنده کردن شایعه مرگ غریب با دستیاری مادر صنم در پی ازدواج با صنم است ولی سرانجام با یاری حضرت علی این غریب است که با صنم عروسی می کند.

من غریبم چوخ غریبلیگ چکمیشم

قاناد یوخوم حساب ائدسن اوچمیشم

شاه مردان دولدولینن گلمیشم

مولام قناد وئردی اوچدومنه گلدیم

داستان های کوتاه:مردمان خوش ذوق این بوم گاه برای خاطرات تلخ و یا شیرین خود اشعار فی البداهه ای می سرایند که در یادها می ماند.مانند داستان عشق یک چوپان به دخترکی به نام نرگس،

خال لی نرگیس تئل لی نرگس****گوزی میخک لی نرگس

ویا تراژدی خونباری که در طی آن برادر طی اقدامی نا دانسته خواهر خویش را می کشد،

گئدن آتلی گئدن آتلی قوچوم قالدی

گئدن آتلی مین تومنلیگ ماچوم قالدی

و همچنین داستان حیدر آسیابان که به جای هیزم از خاری به نام بورقا استفاده میکند.

کند دَن گلیر هَیوار سسی

گئدین گورین حَیدَر نسی

اودون سیز قالوب کیسه سی

قمری دربندی:قمری شاعر مداح اهل بیت که جزء اهالی داغستان و شهر دربند(دمیر قاپو)بوده است کتاب شعر وی یکی از فراگیرترین کتاب ها در سراسر مناطق ترک نشین چهارمحال بوده است.

خان اوشار اوغلی و بلوردی قئزی:این مناظره ی ملیح که در شهر بلداجی روایت شده است،داستان مناظره ی خانزاده ی افشار و دخترک بولوردی است که در طی آن با تعبیراتی زیبا از دشواری های عشق صحبت می شود.

هارادان گلیردی اوغرادوم سنه

گرممیشدیم گوردیم بلوردی قئزی

دولاندوی گئزی بیر باخدوی منه

قاش و گئزی قارا بلوردی قئزی

اشعار شعرای بزرگ ایلات: به سبب همجواری و همچنین مهاجرت خانواده های زیادی از ایلات قشقایی و شاهسون بغدادی اشعار دلکشی از میرزا ماذون قشقایی و احتمالا تیلیم خان ساوه ای و مسکین علی در میان ترک های چهارمحال شایع گردیده است،حتی بعضی از شعر های ماذون در حالی میان اهالی این خطه به یادگار مانده است که در دیوان ماذون موجود نیست.(گویا ماذون هرساله به امام قیس از قریه های گندمان می آمده و ضمن پیامی به اهالی بلداجی تعدادی از اشعار خویش را برایشان می خوانده است.)

از تیلیم خان:آتامنان آنایه گلدیم

بیر  زره چن قانه دوندوم

یاتدوم آنا بشرینده

بئش آیینده جانه دوندوم

از ماذون:گل ای ساقی دولدور جام مستانا

گئدر مئی ایچن لر مئیخانا قالور

و از مسکین علی :ایچ آی قیش دیر ظولومات دور بوراندور

چکر جور و جفا وفالی قویون

 

اشعار به یادگار مانده از صفویه:در میان اهالی بعضی از روستا ها و شهر های محل لار که قدمتشان به زمان سلسله ی جلیله ی صفویه می رسد اشعاری در مدح شاه عباس صفوی رایج است.

خان عسگر و ریحان سردار:نام دو منظومه که در محل لار،علی الخصوص در شهر بن ونواحی مجاورش نقل یافته است.

خان عسگر گویا نمونه ی دیگری است از بده بستان های فرهنگی چهارمحال و ایل شاهسون بغدادی.

ارمنی کوچی(کوچ ارمنی):کوچ یکباره ارامنه سبب شد همسایگان پیشینشان راجع به این موضوع واکنش نشان دهند و این واکنش به صورت سرودن غزلی زیبا بود.

با هم بندی از این تغزل را مرور می کنیم:

بیر ائل بوردان کوچدی ارمنی کوچی

بیر گول ایچینده آدی ساری گول

ساری گول ساری گول آدی همن دیر

کورپگی بسته قاشی کَمَن دیر

اشعار شعرای متقدم ترک چهارمحال:شعرای بزرگ چهارمحال که از قضا اکثرشان ترک هم بوده اند در کنار دیوان های بی نظیر خود اشعار ترکی هم داشته اند.

کلبی خان و پریزاد:داستانی است که در طی آن کلبی خان زمانی که در روز عروسی اش برای شکار رفته بود،طی اتفاقی کشته می شود:

اوجالی سن،آلچاقلی سن،داشلی سن

سوسن لی سن،سنبل لی سن،قوشلی سن

پریزادی قویدوی گئزی یاشلی سن

قارلی داغلار خان کلبی می نئیلدی؟

قیرمیزی گل:داستانی زیبا در باره ی رویش گل سرخ در روز های آغازین بهار است.

اشعار ترکی عاشوق های ارمنی:عاشوق های ارمنی در کنار آن که نقل کننده ی داستان ها به دو زبان ترکی و ارمنی بوده اند،بلکه احتمالا اشعاری نیز به ترکی داشته اند.

منبع اصلی مطلب : گینش
برچسب ها : اشعار ,چهارمحال ,ارمنی ,ترکی ,ماذون ,داستان ,بلوردی قئزی ,گئدن آتلی ,یادگار مانده ,ارمنی کوچی ,اشعار ترکی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

پو اس ام اس : ادبیات رایج در میان ترک های چهارمحال